تبليغاتX
خاطرات روزانه ابوعمار

majd11

ابو عمار

majd11

http://majd11.blogfa.com

خاطرات روزانه ابوعمار

خاطرات روزانه ابوعمار

خاطرات روزانه ابوعمار

طلبه ای تنها
نامم عبدالمجید
از سرزمین زیبای بلوچستان
از میان مردم مظلوم صبور و سربلند بلوچستان خاطرات و یادداشتها و حرفهای من

خاطرات روزانه ابوعمار

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

خاطرات روزانه ابوعمار 
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

خاطرات و یادداشتها و حرفهای من
موضوعات
 

 

 
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  با تدبیر ترین قوم دنیا
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه سی و یکم فروردین 1387

سیاست انگلیسی

با تدبیر ترین قوم دنیا

 

چند وقت پیش روزی با یکی از دوستان داشتم سخن می گفتم در مورد شخصی سخن به میان آمد ناگهان دوستم گفتم : فلانی را می گویی؟ او یک انگلیسی است خیلی سیاست بلد است .

 

بعدا فکر کردم مگر انگلیسیها چطور بوده اند که در سیاست و تدبیر ضرب المثل شده اند ؟

 

از یک بنده خدای مسنی سوال کردم گفت : عقل و سیاستی که انگلیسیها داشتند هیچ انسانی ندارد گفتم اگر اینطور است پس چرا شکست خوردند و از این همه سرزمین بساطشان را جمع کردند و رفتند ؟ گفت خدا آنها را بیرون کرد و الا اصلا ممکن نیست کسی بتواند به گرد پای انگلیسیها برسد.

 

پس از فکر کردن خودم نیز به این نتیجه رسیدم که واقعا انگلیسیهای قدیم (جدیدها را نمی دانم)  در خیلی چیزها  استاد بوده اند

 

چند نمونه را نقل می کنم.

 

1-     یک روز داشتم همراه تعدادی از دوستان به طرف میرجاوه می رفتیم طرف راست جاده را نگاه می کردم چیزی که توجهم را جلب نمود این بود که تپه های سنگی زیادی دیده می شد که مشخص بود کسانی سنگ ریزه ها را جمع کرده اند و بصورت تپه های کوچک در آورده اند تعجب نمودم .

 ادمه مطلب

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  گزارش تصویری سفر مولانا به هند
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه سی ام فروردین 1387

گزارش تصویری سفر مولانا به هند

حاج عبدالرحیم که در این سفر مولانا را همراهی نموده اند زحمت کشیده تعداد زیادی تصویر برای من هدیه آورده اند که اینجانب ضمن تشکر از ایشان چندتایی را برای شما عزیزان می گذارم.

  

 

 

 تصاویر بیشتر را در ادمه مطلب مشاهده فرمایید

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  سفر شیخ امینی به زاهدان
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387
سفر شیخ امینی به زاهدان

علامه وخشوری در حال بازدید از کتابخانه حوزه مکی

بسم الله الرحمن الرحیم

دیروز چهار شنبه حاج آقای وخشوری که از بزرگان و معتمدان بندر عباس (از دوستان نزدیک بنده و برادر بزرگ علامه وخشوری) هستند از بندرعباس زنگ زدند و فرمودند که : امروز جناب شیخ امینی به همراه چند نفر از علما جهت دیداری از حوزه مکی تشریف می آورند.

ساعت ده و نیم با دو ماشین رفتم فرودگاه جناب شیخ امینی مدیر مدرسه سلطان العلما و جناب شیخ وخشوری و دو نفر از علمای جنوب تشریف آوردند .

شیخ امینی

مهمانان را به حوزه رسانیدم حضرت مولانا از دیدنشان بسیار خوشحال گردیدند و به گرمی آنان را پذیرفتند. پس از بازدید از حوزه در مورد منهج درسی تبادل نظر فرمودند و جزوه های درسی (نام کتابهای درسی ) را برای تحقیق بیشتر با خود برداشتند.

بعد از نماز مغرب تا نماز عشاء جناب شیخ امینی برای طلاب سخنرانی فرمودند .

بعد از نماز عشاء حضرت مولانا دستور دادند برای شام مهمانان را به جایی سنتی بلوچی ببریم . این بزرگواران از دیدن گدان بلوچی و سکه بلوچی بسیار شگفت زده شده و خیلی تحسین نمودند.

 

 

چون این بزرگواران در مناطق خود امام جمعه بودند با وجود اصرار زیاد علما آنها  امروز پنجشنبه به موطن خویش بازگشتند .

 متفرقه

روز دو شنبه همراه حضرت مولانا به خاش رفتیم در راه بازگشت حضرت مولانا از مشاهداه سر سبزی زمین بسیار خوشحال شدند و در جایی دستور توقف دادند . پیاده شدیم حضرت مولانا ضمن سپاس خداوند که زمین را سرسبز نموده مقداری پیاده روی نمودند.

بین راه خاش زاهدان .  امسال الحمدلله بارندگی خوب بوده و زمین سبز است .

امروز عصر به همراه حاج کریم و حاج محمد از سران قوم شه بخش و مهندس محمدنبی شه بخش و تعدادی دیگر از بزرگان بلوچ جهت عرض تسلیتی رفتیم.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  بازدید از مرکز جماعت تبلیغ
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387
بازدید از مسجد مرکز جماعت تبلیغ

دیروز ظهر همراه حضرت مولانا و مولوی احمد از حوزه بیرون آمدیم . از طرف جاده گوربند از شهر خارج شدیم پس از چندکیلومتر راهپیمایی مجددا به طرف شهر برگشتیم مولانا فرمودند برای بازدید مسجد مرکز جماعت تبلیغ برویم. آنجا رفتیم جناب مولانا عبدالعزیز شه بخش و حاج عبدالروف امیر جماعت به استقبال مولانا آمدند.

 پس از بازدید مسجد و کارهایی که انجام می شد من و مولانا احمد به حوزه برگشتیم و حضرت مولانا را برادران جماعتی جهت برخی مشوره ها نگهداشتند.

 

بازدید از مجتمع مسکونی دانشگاه

شب به اتفاق دکتر مجاهد حاج محمد عمر براهویی عیدمحمد نارویی تیموری شهردار نصرت آباد دکتر رهبر رحیمی و دکتر مرتضی سنجرانی پور جهت عیادت دکتر حسین بر به مجتمع مسکونی دانشگاه رفتیم.

 دکتر حسین بر چند روز پیش به سبب انحراف ماشینش از جاده مقداری زخمی شده بودند که دیشب کاملا خوب شده بود.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  پنجشنبه و جمعه
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه بیست و سوم فروردین 1387

پنجشنبه و جمعه

روز پنج شنبه به نصرت آباد رفتم چند سال بود نصرت آباد نرفته بودم با وجود گذر ایام شهر نصرت آباد هیچ تغییری نکرده بود  همچنان مثل روستایی محروم  با اتاقهای گلی خودنمایی می کرد .

در نصرت آباد رسم جالبی مرسوم است و آن اینکه : وقتی کسی از دنیا می رود و برایش مراسم پرسه و فاتحه خوانی برگزار می کنند روز پنجشنبه قبل از نماز عصر همه به قبرستان می روند وقتی بر می گردند سفره بسیار رنگینی از انواع خوراکیها (بستگی به دارایی خویشاوندان متوفی دارد) چیده شده که همه می آیند سر سفره و به یاد مرحوم سفر کرده تا جاییکه می توانند می خورند.

وقتی ما رفتیم سفره چیده شده بود اما از قبرستان هنوز برنگشته بودند ما دعایی خوانده و چند کلمه ای بیان داشتیم از جمله سخنان چند کلمه ای در تردید این سفره چیده شده بود.

برای نماز عصر به مسجد رفتیم پس از نماز وقتی خواستیم خداحافظی کنیم حاج چنگیز و دیگر دوستان اصرار بسیار نمودند که چند لحظه ای کنار سفره بنشینیم تا روح مرحوم شاد شود اما ما قبول ننمودیم و گفتیم چیزی که ما حرام می دانیم نباید آنرا تایید نماییم.

جالب است که استاد گرامی جناب مولانا جان محمد صاحب ضمن تایید سخنان ما اعلام داشت این رسم کلا بدعت و حرام است اما خودش ناچار همراه آنان رفت تا لحظه ای کنار سفره بنشیند.

 

روز جمعه جهت شرکت در تشییع جنازه پدر اختر محمد کهرازهی همراه مولوی عبدالمجید مرادزهی و مولوی ملک محمد و دکتر باقر کرد و مهندس حجاریان به خاش رفتیم .

مهندس حجاریان راننده بود و باقر کرد که در صندلی جلو نشسته بودند از زاهدان تا خاش با لهجه زیبای سنگانی خودش حرف می زد طوری زیاد حرف زدند که وقتی به آنجا رسیدیم  لهجه ما نیز عوض شده بود و  بی اختیار با لهجه ایشان حرف می زدیم.

 

 

 

 در آنجا علمای زیادی را ملاقات کردیم  مثل جناب مولانا محمد یوسف مولانا نظر محمد و دیگر بزرگان پس از تشییع جنازه برای نماز جمعه به زاهدان برگشتیم .

در نماز جمعه  مردم نامه های زیادی در مورد اعدام دو عالم نوشته بودند که قسمتی از آن نامه ها  را جناب مولانا در جیبشان گذاشتند و تعدادی را نیز من در جیبم گذاشتم تا بعدا به ایشان   دهم.

 

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  اعدام دو روحانی اهل سنت
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387

اعدام دو روحانی اهل سنت در زاهدان

 

 

 

 

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  امروز
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387
امروز

صبح امروز وقتی به حوزه رفتم خبری که زبان به زبان بین علما می گشت این بود که دو تن از علمای دستگیر شده ایرانشهر ( مولوی عبدالقدوس ملازاده و مولوی محمد یوسف سهرابی ) اعدام شده اند.

مولوی عبدالقدوس خواهر زاده و داماد مولانا محمد عمر سربازی بود.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  گزارش مولانا از سفر هند
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387
امروز

امروز ساعت 12 در جلسه هفتگی اساتید حوزه جناب مولانا مختصری  از  سفر خود به هندوستان را برای اساتید بیان داشتند.

خلاصه فرمایشات ایشان از این قرار بود:

1-     در هندوستان جمعیت مسلمانان تقریبا 220 ملیون نفر است.

2-     در هندوستان صدها دین و مذهب وجود دارد .

3-     پیروان اینهمه ادیان با همدیگر هیچ نوع تقابل و جنگ و دعوایی ندارند همه یک دیگر را بخوبی تحمل می کنند.

4-     مسلمانان هند آزادی مطلق دارند و از طرف حکومت هیچگونه محدودیت و یا فشاری را احساس نمی کنند.

5-     مسلمانان در حکومت هند مشارکت کامل دارند طوری که گاهی حتی رئیس جمهور هند مسلمان است.

۶- مردم هند و مخصوصا علما به شکل عجیبی متواضع هستند و کوچکترین شکلی از تکبر در آنها ندیدم.

 

بعد از ظهر

مادر آقای پشنگ نماینده محترم خاش از دنیا رفته بود جهت عرض تسلیت  ساعت سه بعد از ظهر همراه مولانا به جون آباد رفتیم و به آنها تسلیتی گفتیم.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  بازگشت مولانا از سفر هندوستان
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه نوزدهم فروردین 1387

بازگشت مولانا از سفر هندوستان

 

مولانا که دوازده روز قبل جهت شرکت در جلسه ای  زاهدان را به مقصد هندوستان ترک نموده بودند امروز ظهر در میان استقبال جمعی از ارادتمندان وارد زاهدان شدند.

 

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  دعای یونس
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387

دعای موثر

دعای یونس

وقتی حضرت یونس در شکم ماهی گرفتار آمد بی اختیار این دعا را شروع به خواندن کرد:

لاإله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

آنقدر این ذکر را تکرار کرد که خداوند به دادش رسید و او را از شکم ماهی و دریا نجات داد . خداوند در قرآن می فرماید : اگر یونس این دعا را نخوانده بود هرگز نجات پیدا نمی کرد.

خداوند می فرماید : بخاطر این دعا ما یونس را از غمها نجات دادیم و همینطور هر مسلمانی که این دعا را بخواند نجات خواهیم داد. ( فنجیناه من الغم و کذالک ننجی المومنین )

اگر شخصی دچار سختی و غم و اندوه و گرفتار شد این دعا را زیاد بخواند خداوند حتما او را از پریشانی نجات خواهد داد.

 

روز جمعه درود بر پیامبر خدا فرستادن ثواب زیاد دارد فراموش نشود.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  مجتمع تفریحی گراناز
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه دوازدهم فروردین 1387
 

مجتمع تفریحی گراناز

 

 

 

در نزدیکی خانه من (بین بزرگمهر و دانش) مجمتع تفریحی بسیار زیبایی ایجاد شده است ما شا ء الله چنان زیبا  است که وقتی انسان آنجا می رود فکر می کند در یک فضایی در بیرون شهر رفته است و فکر نمی کند هنوز  داخل شهر است .

 

مدیر و صاحب این مجتمع زیبا حاج عبدالرحمن حسن زهی مردی با اراده و بسیار با سلیقه و ابتکار است  وی برای ایجاد چنین مجتع قشنگی زحمات زیادی تاکنون متحمل شده است.

ایشان مختصرا چنین توضیح می دهند : این مجمتع را من در سال 83 شروع به کار نموده ام مساحت مجتمع 78 هزار متر مربع می باشد حدودا من تاکنون چیزی در حدود سه و نیم ملیارد  تومان هزینه کرده ام . اگر این مبلغ را جایی دیگر هزینه می کردم بطور حتم سود بیشتری عاید من می شد اما علاقه ای که به فضای سبز و کارهای عام المنفعه دارم مرا به این سمت سوق داده است . در اینجا سالنهای سنتی بلوچی (گدان یا همان سیاه چادر بلوچی)  برای برگزاری مراسمهای مختلف مردم (ازدواج و..) تدارک دیده ایم .

 

وی در مورد افتتاح و بهره برداری مجتمع می گوید: الحمدلله همه مشکلات را پشت سر گزاشته ایم و طی چند روز آینده انشا الله در همین ماه این مجتمع به بهره برداری می رسد.

برای حاج عبدالرحمن  و برادر تلاشگر ایشان جناب مهندس مرشدی  که چنین زحمتی متحمل شده اند آرزوی سلامتی و توفیق بیشتر می نماییم .

جا دارد مسئولین محترم که به ایجاد اینگونه فضاها علاقه منداند افرادی مثل ایشان را تشویق و مساعدت بیشتر بنمایند.

 

فضای داخلی گدان

 

 بقیه تصاویر در ادامه مطلب

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  افتتاح خانه ایتام
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه دهم فروردین 1387
افتتاح خانه نگهداری از ایتام

توسط مدیرکل فعال سازمان بهزیستی جناب آقای سید ابوالقاسم طوسی

با تشکر از برادر عزیز حامد ریگی بخاطر زحماتشان و  ارسال تصاویر

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  بخیر گذشت
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه نهم فروردین 1387
گردش روز پنج شنبه

بسم الله الرحمن الرحیم

روز چهارشنبه حضرت مولانا به مسافرت تشریف بردند بهمین خاطر دیروز کار خاصی در حوزه نداشتم طرفهای ظهر بود که آقای عیدمحمد نارویی زنگ زدند و گفتند : چون جناب مولانا ظفر (فرزند مولانا نظرمحمد دیدگاه ) از ایرانشهر تشریف آورده اند می خواهیم برویم بیرون شهر همین نزدیکیها. شما منتظر باشید که ما می آییم دنبالتان. قبول کردم.

حاج مهدی گرگیچ آقای بهادرزهی عیدمحمد حاج محمد شه بخش و مولانا ظفر تشریف آوردند من هم همراه دو پسر کوچکم حرکت نمودیم.

به طرف گوربند رفتیم در دامنه یکی از کوهها جای مناسبی پیدا نموده و نشستیم پس از صرف نهار قرار شد برای چای جایی دیگر برویم.

چند کیلومتری جلوتر رفتیم و زیر درختی جا انداخته و نشستیم . هنوز چای نخورده بودیم که حاج مهدی تلفنش را به دست اسد الله پسر ده ساله من داده و فرمودند  از ما عکس بگیر آقای اسد الله مشغول عکس گرفتن بود که یک لحظه حواسش پرت شد و درون چاهی که آنجا بود سقوط کرد بسیار پریشان شدیم سراسیمه اینور و آنور دویدیم که طنابی چیزی پیدا کنیم چیزی جز چادر ماشین پیدا نشد . حاج محمد زحمت بسیار کشید و مقداری داخل چاه رفت و چادر را به کمر اسد الله بست .

خلاصه اسد الله را از چاه بیرون آوردیم و در کمال تعجب دیدیم به لطف خدا جز مقداری خراش و زخم چیزی نشده حاج مهدی برای پیدا کردن موبایلش مجبور شد برود و دو نفر چاه کن پیدا نمود و آورد وقتی چاه کن رفت پایین همه دوستان بشدت متعجب شدند زیرا عمق چاه خیلی زیاد بود طوری که آن بنده خدا  اصلا دیده نمی شد . کاملا تعجب نمودیم چطوری اسد الله وسط چاه گیر کرده بود.

برای اطمینان بیشتر به بیمارستان بوعلی به نزد دکتر صالحی رفتیم پس از گرفتن عکس متوجه شدیم چیزی نشده است بی اختیار به یاد فیلم کلید اسرار افتادم . خداوند مهربان را بسیار سپاس گفتیم و به اتفاق دوستان  به منزل ما رفته دقایقی کنار هم نشسته و چای نوشیدیم.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  میلاد رسول خدا
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه ششم فروردین 1387
میلاد رسول اکرم صل الله علیه و سلم

هفته وحدت

میلاد حضرت جعفر صادق گرامی باد

مختصری در مورد حضرت جعفر صادق

اسماء بنت عمیس شیر زنی مجاهده بود ایشان همسر جعفر ابن ابی طالب بودند همراه عده ای دیگر از مسلمانان به افتخار هجرت به حبشه را حاصل نمودند . پس از شهادت جعفر حضرت ابوبکر صدیق با وی ازدواج نمودند فرزند پسری خداوند به ایشان داد که نامش را محمد گزاشتند .

اسماء سالها بود با فاطمه الزهرا دوست صمیمی بود طوری که هنگام ازدواج حضرت فاطمه اسماء کنارش نشسته بود که رسول خدا وقتی تشریف آوردند و دیدند اسماء فاطمه را همراهی می کند برایش دعای خیر نمودند وقتی حضرت فاطمه مریض شدند نیز اسماء بود که از وی پرستاری می نمود و کنارش بود و حضرت فاطمه به وی وصیت نمود که پس از وفات من تنها خودت مرا غسل بده و کفن کن . که اسماء چنین کرد.

وقتی حضرت ابوبکر وفات نمود نیز اسماء ایشان را به تنهایی غسل داده کفن نمود و برای دفن آماده کرد.

پس از رحلت حضرت ابوبکر حضرت علی با اسماء ازدواج نمودند و به این صورت محمد ابن ابوبکر در کنار حضرت علی  پرورش یافتند و بزرگ شدند.

زمانی که حضرت علی به خلافت رسیدند حضرت علی محمد بن ابوبکر را به عنوان استاندار مصر به آنجا فرستادند دوران فتنه و جنگ داخلی بود دشمنان شامی موفق شدند محمد ابن ابوبکر را شکست داده به بدترین شکلی کشته و سوختند.

حضرت عایشه وقتی از کشته شدن برادرش با خبر شد شدیدا ناراحت و اندوهگین گردید .

حضرت عایشه فرزندان محمد را به منزل خود آورد و شروع به مراقبت و نگهداری از آنها نمودند ضمنا به تعلیم و تربیت آنان توجه خاصی نمودند طوری که همه فرزندان عالم و دانا بودند یکی از فرزندان محمد (به نام قاسم ) عالم و فقیه بسیار بزرگی شد طوریکه به فقیه مدینه معروف شد و مردم بخاطر احترامی که برای حضرت عایشه قایل بودند به قاسم نیز بسیار احترام می گزاشتند .

حضرت عایشه دختر برادر دیگرش عبدالرحمن ابن ابوبکر را به عقد قاسم در آوردند خداوند دختری به آنان داد که نامش را ام فروه گزاشتند .

ام فروه وقتی بزرگ شد پدر امام صادق (محمد) خواستگاری نموده و با وی ازدواج نمودند جعفر متولد شدند.

جعفر در کنار پدر دانا و پدربزرگ دانشمندش قاسم تربیت یافت و با توجه به جایگاهی که قاسم در مدینه داشت حضرت جعفر (بر خلاف دیگر علویان که پیوسته در تعقیب و گریز بودند ) نیز موقعیت خوبی در مدینه پیدا نموده  به تعلیم و تربیت شاگردان و کارهای فرهنگی مشغول گردیدند.

حضرت جعفر صادق می فرمودند حضرت ابوبکر از دو طریق جد من هستند که منظورش این بود که قاسم پدر  ام فروه  فرزند   حضرت ابوبکر بودند و عبدالرحمن پدر بزرگ مادری ام فروه نیز فرزند حضرت ابوبکر هستند.

رضوان الله علیهم اجمعین 

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  گردش بیابان
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه پنجم فروردین 1387
یک روز در دامان طبیعت

دو تپه معروف  بزرگتر   معروف به تخت جنکان   کوچکتر سمت چپ تحت بچکان

معنی این کلمه یعنی تخت دختران  در مورد وجه تسمیه این تپه من متاسفانه کسی را پیدا نکردم که بداند چرا به این تپه مسطح تخت جنکان می گویند .   ژنرال دایر فرمانده انگلیسی در کتاب خودش مهاجمان سرحد مطلبی در مورد این تپه نوشته است افسانه ای بیش نیست ایشان نوشته اند من در مورد علت نامگزاری این تپه پرسدم به من گفتند در شب مهتابی حوران آسمانی برای رقص روی این تپه می آیند و اگر شخص مجردی بالابرود یکی از آن حوران به شکل آدمیزاد در می آید . من به افسر اطلاعاتی خودم که مجرد بود پیشناد کردم تا شب آنجا بماند اما او قبول نکرد....

روی این تپه مسطح میدان بزرگی است صاف مثل فرودگاه . البته چون خاک دارد گیاهانی رویش سبز شده اند .

جالب است که متاسفانه بر اثر بیکاری مردم بعضیها برای سرگرم نمودن خود به گنچ یابی و از این قبیل کارها روی آورده اند روی این تپه چاله های زیادی پیدا کردم که مشخص بود عده ای برای پیدا کردن گنچ حفاری نموده اند. ولی فکر نمی کنم چیزی پیدا کرده باشند.  

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  مشکل بعضی از خواهران
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه چهارم فروردین 1387

مشکل بعضی از خواهران

چند وقت پیش جناب مولانا به من زنگ زدند و فرمودند خواهری مشکلی دارد چند وقت است به ما مراجعه می کند و از دست ما کاری ساخته نیست شما آدرس شورای حل اختلاف خود را برای آنان بگو وقتی آمدند بررسی کن ببین می توانی از طریق شورای حل اختلاف کمکی به او یکنی.

آن خواهر به شورای حل اختلاف ما آمد و مشکلش را گفت . مشکلش این بود که : حدود بیست سال پیش دخترش را به عقد  مردی از بلوچهای افغانستان در آورده اند ( بصورت نامزدی یعنی ازدواج ننموده ) اکنون آن مرد در افغانستان است نه حاضر به ازدواج است و نه طلاق می دهد .

پرسیدم قوم و خویشی در ایران دارد؟ گفت نه هر چه هستند آنور مرز هستند. حیران شدم احضاریه را کجا بفرستم.

خلاصه. آن خواهر هر چند روز یک بار به من زنگ می زند و می پرسد چه شد ؟ و من  حیران مانده ام چه کمکی از دستم بر می آید نه می توانم آنطرف مرز بروم و نه قادرم حکم طلاقی برایش بنویسم

حکم فقهی زنی که شوهرش گم شود

در مورد زنی که شوهرش گم شود دو نظر فقهی هستند

1-     حکم آن است که آن زن 99 سال صبر کند اگر بعد از 99 سال خبری نشد آنوقت مطمئن می شویم که آن شوهر گم شده مرده است لذا این زن می تواند با خیال راحت برود با مردی که دوست دارد ازدواج کند.

2-     نظر دوم که مورد عمل است و در کشورهای اسلامی به آن عمل می شود این است که : تا چهار سال زن منتظر بماند و شروع حساب نمودن ایام این چهار سال از روزی هست که آن زن به قاضی شرع مراجعه نموده است . پس از گذشت چهار سال مجددا زن به  قاضی شرع مراجعه می کند و قاضی حکم طلاق نوشته و به وی اجازه ازدواج می دهد .

 

در استان ما حق زنان به اشکال گوناگون ضایع می شود و بر آنان ظلم می شود بسیار اتفاق می افتد که مردی قلدر زن مظلومی را به گروگان می گیرد به این شکل که نه حاضر است با وی زندگی کند و نه حاضر است طلاق دهد و اکثر اینگونه زنان چون مظلوم و احیانا بیسواد هستند نمی توانند به دادگاه یا جایی مانند آن مراجعه کنند و اگر به دادگاه هم مراجعه کنند دادگاه عادی قادر به تصمیم گیری نیست . و از دست علمای غیر مسئول هم فکر نمی کنم کاری براید .

 موارد متعددی هستند که فقه اجازه داده در آن مواقع قاضی شرع حکم طلاق دهد

 اما مشکلی که ما داریم و اشکالی که به حکومت وارد است این است که در تمام منطقه ( استان سیستان و بلوچستان – خراسان جنوبی و مرکزی – هرمزگان  و شاید کل کشور ) ما یک قاضی شرع اهل سنت نداریم

در چند سال قبل مولوی لشکر زهی بود که  متاسفانه اخراجش نمودند .

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  دیداری با دکتر طاهری
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه سوم فروردین 1387
 دیداری با دکتر طاهری

 

چند شب  پیش بطور اتفاقی ملاقات و دیداری با چند تن از دوستان قدیمی پیش آمد جناب دکتر طاهری و باقر کرد  دکتر سنجرانی و یگر دوستان.

دکتر طاهری یکی از برادران بسیار مخلص و دانا و خوب هستند که به اصطلاح معروف سرد و گرم روزگار را چشیده  است .

بی اختیار به یاد (حدود ) دوازده   سال پیش افتادیم.  چند روزی که همراه هیئتی برای فعالیت تبلیغات انتخاباتی به سراوان رفته بودیم . برای هر دو ما آموزنده بود. یعنی مثل تجربه های دیگر چیزهایی یاد گرفتیم.

داستان آن خاطره  را انشا الله در آینده خواهم نوشت .

برای دکتر و همه دوستان دیگر آرزوی سلامتی می نمایم.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

درباره وبلاگ
 
طلبه ای تنها
نامم عبدالمجید
از سرزمین زیبای بلوچستان
از میان مردم مظلوم صبور و سربلند بلوچستان
 

 
لیست دوستان

آوای بلوچستان
اخبار جاسک
برادری اسلامی جلال
خبرگزاری تفتان
مکتب قرآن کردستان
اخبار اهل سنت
بلوچستان سرافراز
سیدجلال بندرعباس
مکران سر بلند
طلبه مدرسه البنات
هوادار مهرنهاد
خلفای راشدین
عبدالقادر بلوچ
اهل سنت (کردستان)
اهل سنت (بندر عباس)
پهره
یک انسان
اهلسنت جنوب
مدرسه البنات ام سلمه
شمس (شورای مرکزی سنت)
اتاق بازرگانی
وریا کردستانی
فرزاد بادروج
بلوچستان
گمشادزهی
می بلوچستان
وبلاگ محمد
معراج قلم
احمدی نزاد
سید عطا الله مهاجرانی
سید محمد خاتمی
اصلاح و تزکیه
راستین راه
الله نور امینی (فراه )
حنظله
جوانان بریس
مبارک رازگو
علوم باستانشناسی
ابوعادل
بلوچی نام و نشان
ابطحی
حسن آبادی
جوانان تیس
اهلسنت شمال
خبرگزاری بلوچ نیوز
بیداری اسلامی
جوانان اهلسنت تالش
سنی نیوز
اهلسنت کرمانشاه
فاتح
نغمه توحید
زنگ تفریح
شیران
رند
صمیم بلوچ
اسفندیار شجاعی
سنت جام
اهل سنت ایران (خبری)
مصطفی دانشور
یاسر
سالک راه وفا
ابومسلم
اهل سنت شمال شرق
سنی آنلاین
بزرگداشت مولانا عبدالعزیز
محمد آراسته
المجاهدون
صبح امید
اسلام آنلاین
خبرگزاری دزک
تریبون آزاد
کتابخانه عقیده
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com