تبليغاتX
خاطرات روزانه ابوعمار

majd11

ابو عمار

majd11

http://majd11.blogfa.com

خاطرات روزانه ابوعمار

خاطرات روزانه ابوعمار

خاطرات روزانه ابوعمار

طلبه ای تنها
نامم عبدالمجید
از سرزمین زیبای بلوچستان
از میان مردم مظلوم صبور و سربلند بلوچستان خاطرات و یادداشتها و حرفهای من

خاطرات روزانه ابوعمار

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

خاطرات روزانه ابوعمار 
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

خاطرات و یادداشتها و حرفهای من
موضوعات
 

 

 
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  من بازگشتم
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387

به نام خدا

من بازگشتم

چند روزی در مسافرت بودم امشب تازه برگشتم  .

 از اخبار مملکت تقریبا بیخبرم . تنها خبری که می شنیدم همان خبر قبلی بود یعنی ادامه بازداشت جناب مولانا احمد صاحب بود.

ادامه بازداشت مولانا  احمد تعجب بسیاری از صاحب نظران را بر انگیخته است از این جهت که : معمولا علمایی که قبلابازداشت می شدند باور عموم بر این بود که آنها حرف تندی زده اند یا موضعگیری تندی کرده اند در حالیکه مولانا احمد چون شخص سیاسی بودند هیچگاه حرف تند یا موضع تندی نداشته اند و روابط شان با مسئولین خیلی بیشتر از بقیه همکاران بود.

زندانی شدن یک شخص اگر چه سبب نگرانی و ناراحتی خانواده و اطرافیان می شود اما زندان برای علما فرصت خوبی است برای تفکر و ذکر خدا و خودسازی . زندان به اعتکاف می ماند .

حضرت یوسف هفت سال در زندان بود اکثر بزرگان و مسئولین مملکت ما ( مثل مقام معظم رهبری و...) نیز زندان را تجربه نموده اند .

امیدواریم ایام زندان همه علما (مثل مولانا خیرشاهی ..)  و دیگر بندگان خدا برایشان سبب اجر و پاداش شود و هر چه زودتر پایان پذیرد.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  پرهيز از دامن زدن به اختلاف سليقه‌ها نياز ضروري كشور است
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387
پرهيز از دامن زدن به اختلاف سليقه‌ها نياز ضروري كشور است
 
 

   
.

اجتماعي: رییس قوه قضاییه پرهيز از دامن زدن به اختلاف سليقه‌ها را نياز ضروري كشور دانست.

به گزارش خبرگزاری شبستان، آیت الله هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضاییه در جلسه امروز (دوشنبه21 مرداد) مسئولان عالی قضایی از تصویب سیاستهای قضایی برنامه پنجم در مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر داد و گفت: امیدواریم با توجه به این سیاست ها و اعمال آنها در قالب برنامه های مدون شاهد توفیقات بیشتر دستگاه قضایی و حل و فصل مشکلات مردم باشیم.

رییس قوه قضاییه حضور مناسب و مستمر مسئولان و کارشناسان قضایی در کمیسیون های مجمع تشخیص مصلحت نظام را در تصویب سیاستهای مناسب و مؤثر قضایی و حقوقی بسیار حائز اهمیت دانست.

آیت الله هاشمی شاهرودی در ادامه پرهیز از دامن زدن به اختلاف سلیقه ها را نیاز ضروری کشور دانست و از مسئولان خواست ضمن عمل به وظایف قانونی خود با همدلی و وحدت و انسجام مانع بروز اختلاف نظر شوند.

رییس قوه قضاییه گفت:‌ طبیعی است که نهادها، دستگاه ها و مقامات صلاحیت‌دار باید وظایف قانونی خود را انجام دهند و دیگران نیز باید به این اقدامات قانونی احترام بگذارند و از آن دفاع کنند.

آیت الله هاشمی شاهرودی همچنین خواستار استفاده از تجربیات کشورهای دیگر در حسن اجرای دادرسی و نیز انتقال تجربیات، برنامه ها و سیاست های قضایی جمهوری اسلامی ایران به کشورهای دیگر شد.

در ادامه این جلسه ماده 21 از قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات به شرح ذیل به تصویب رسید:
ماده 21: هریک از مقام ها یا مأموران یا کارکنان دستگاه های اجرایی یا نیروهای مسلح بدون حکمی از مقام های صلاحیت‌دار در غیر مواردی که قانون، جلب و یا توقیف اشخاص را تجویز كرده، شخص را توقیف یا حبس کند و یا با عنف در محلی مخفی كند، به شش ماه تا دوسال حبس یا جزای نقدی از شصت میلیون تا یکصد میلیون ریال محکوم خواهد شد.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  مظلومیت و بی پناهی مردم ما و ناتوانی ما
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387

مظلومیت و بی پناهی مردم ما و ناتوانی ما

یادی از محرومانی که دیروز خانه هایشان را از دست دادند

دیروز صبح زود به بیمارستان بوعلی رفته بودم فرزند کوچک بیماری دارم نوبت آزمایش داشتم .

حدود ساعت 8 برایم زنگ زدند همان دوستان قدیمی بلوار فاضلی بودند با نگرانی و ناراحتی گفتند : کجایی مولوی ؟ زود بیا ما در حوزه منتظر شماییم. گفتم چی شده ؟ گفتند : امروز صبح زود هزاران مامور در منطقه ما  ریختند و دارند خانه های ما را خراب می کنند. گفتم : من الان در بیمارستانم سعی می کنم خیلی زود به نزد شما بیایم

بعد از قطع تلفن در دل خودم گفتم خدایا تو میدانی که من از همه ناتوانترم و هیچ کاری از دست من بر نمی آید.

یک ساعت بعد رفتم حوزه . بیچاره ها  آنجا دورم جمع شدند چند لحظه ای نشستیم آنان  توضیح دادند که چطوری نیروهای دلیر سر صبح اطراف منطقه را گرفته اند و نه کسی را می گذارند خارج شود و نه وارد شود و با چوب و چماق هر کسی را که معترض باشد می زنند.

حیران شدم چه بکنم که هم خدا ناراض نشود و هم دل این مظلومان قدری تسلی شود. گفتم اگر شما می گویید من حاضرم همراه شما آنجا بیایم تا هر چه برای شما پیش آمد برای ما هم پیش بیاید .. گفتند نه ما حاضریم بپذیریم خانه های ما خراب شوند اما به شما بی احترامی نشود.

بالاخره با نا امیدی رفتند. بعد از ظهر شنیدم همه خانه های آن مظلومان را ویران نموده اند. فکر کردم و تعجب نمودم تعجبم از این بود که بسیاری از مسئولین را حدودا می شناسم و می دانم روزگاری نه چندان دور خودشان جزو فقرا و محرومین بودند و طعم تلخ فقر و بیخانمانی را حدودا چشیده اند چرا حاضر می شوند دست به چنین کاری بزنند؟

پس از تفکر بیاد آوردم  که مقام و منصب شومی بسیار دارد و انسانها برای حفظ جاه و مقامشان حاضرند هر کاری بکنند اما خیلی زود سخت پشیمان می شوند و حسرت می خورند که چرا از مقام و پست چشم پوشی نکردند و مرتکب جرم شدند.

می گویند عمر بن سعد فرمانده عملیات کربلا اصلا مایل نبود با امام حسین بجنگد اما تهدیدش کردند که اگر نجنگی فلان پست و مقام را از تو می گیریم. بعدها تاسف بسیار می خورد و می گفت کاش همه چیزم را از دست می دادم اما چنین جرمی را به گردن نمی گرفتم . که پشیمانی بعدی چندان سودی نداشت.

کاش دوستان بزرگواری که مسئول چنین کارهایی هستند اگر نمی توانند مانع شوند از مقام و مسئولیت خویش استعفا می دادند و به کار شرافتمندانه می پرداختند.

هر کسی ظلمی مرتکب شود خداوند او را در همین دنیا مجازات می کند این سنت خدا است.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  سخاوتمندی عرب
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه بیستم مرداد 1387

نبذه من سخاوه العرب

داستانی از سخاوتمندی عرب

خداوند به قوم عرب خصوصیتهای زیادی داده است بهمین خاطر آخرین پیامبرش را از میان این قوم انتخاب نموده است. سخاوت ، شجاعت ، و دیگر صفات عرب در میان سایر ملل دنیا زبانزد همه هستند.

حکایت

حسن و حسین و عبدالله بن جعفر جهت انجام حج به مکه رفته بودند در بین راه معلوم نیست چه شده بود که این سه بزرگ از گروه تدارکاتی خود جدا شدند و همدیگر را گم کردند. این سه نفر شدیدا گرسنه و تشنه شده بودند رفتند تا اینکه از دور سیاه چادری دیدند به آنجا رفتند پیر زنی تنها آنجا بود آنان گفتند آیا اینجا آب هست؟ پیر زن جواب داد بله. آنان از شترهای خود فرود آمدند . پیر زن غیر از یک بزی که گوشه خیمه بسته بود هیچی نداشت. پیر زن به آنان گفت : آن بز را بدوشید و شیرش را بنوشید. وقتی آنان شیر خوردند ، پرسیدند آیا خوراکی هست؟ پیر زن گفت نه مگر همین گوسفند. یکی از شما آنرا ذبح نماید تا من برای شما غذا تهیه کنم.

در ادامه مطلب مطالعه فرمایید

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  حب دنیا
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه بیستم مرداد 1387

حب دنیا

حضرت عیسی می خواست جایی برود مردی آمد و گفت می خواهم شما را همراهی کنم. حضرت عیسی قبول کرد آن دو راه افتادند سه عدد نان به  عنوان توشه راه همراهشان بود . آمدند تا به کناره آبی رسیدند نشستند و با هم دو قرص نان را خوردند یک قرص نان باقی ماند حضرت عیسی به کناره آب رفت تا آب بنوشد. وقتی برگشت دید هیچ نانی نمانده پرسید نان سوم چی شد؟ همراهش گفت نمی دانم.

راه افتاده و با هم رفتند تا جایی که دوباره گرسنه شدند در همین موقع آهویی دیدند که دو بره داشت حضرت عیسی صدا زد یکی از بره های آهو به نزد آنان آمد حضرت عیسی گرفت و ذبحش نمود و کباب کردند و خوردند بعد از خوردن گوشتها حضرت عیسی به استخوانها گفت : قم باذن الله . بچه آهو دوباره زنده شد و به نزد مادر خود بازگشت. حضرت عیسی رو کرد به مرد همراهش و گفت به نام آن کسی که چنین معجزه ای به تو نشان داد بگو نان سوم چی شد؟ گفت نمی دانم.

در ادامه مطلب ملاحظه شود

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  مسافرت مولانا احمد به مشهد
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه نوزدهم مرداد 1387

بسم الله الرحمن الرحیم

مسافرت مولانا احمد به مشهد

امروز حدود ساعت 4 بعد از ظهر پیامکی تلفنی برایم رسید نگاه کردم دیدم نوشته : مولانا احمد پس از احضار به دادگاه ویزه روحانیت در مشهد تا مدت نامعلومی راهی بازداشتگاه شدند. ..

تعجب کردم زیرا  از احضار ایشان و یا  رفتن به مشهد مطلع نبودم بعد از نماز مغرب همراهانش نیز زنگ زدند و خبر را تایید نمودند. و گفتند ایشان وارد دادگاه شدند و ما دم درب منتظر ماندیم وقتی ساعت 2 شد و دادگاه تعطیل شد به ما گفتند ایشان فعلا بازداشت شده اند.

امیدواریم بخیر بگزرد و ایشان هرچه زودتر به وطن بازگردند.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  هدیه ناقابل علمای ش و س به حکومت شکست خورده و تحت فشار اسرائیل
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه هجدهم مرداد 1387

هدیه ناقابل علمای ش و س  به حکومت شکست خورده  و تحت فشار اسرائیل

مناظره از کجا آغاز شد؟

مسلمانان بعد از رحلت رسول اکرم با تمسک به تعالیم گهربار وی برای هدایت دنیا به حرکت در آمدند . چون صداقت و اخلاص داشتند خداوند یاریشان کرد و در مدت کوتاهی بزرگترین قدرتهای دنیا را تار و مار نموده و بزرگترین حکومت دنیا را تشکیل دادند.

مدتها گذشت و کم کم حکامی بر سر کار آمدند که می خواستند یک مقداری به هوای نفس خود حکومت کنند اما می دیدند قدرت فاصله گرفتن از اسلام را ندارند. بعد از گذر سالها بالاخره حکام به این نتیجه رسیدند که علما چراغهای راهنمای مردم هستند و اگر علما به چیزی غیر از اسلام مشغول شوند مردم بی درنگ راه خود را گم کرده و آن حکام می توانند آسوده خاطر به چپ و راست حرکت کنند .

این بود که دستور دادند فلسفه و منطق که علوم کهنه و بدرد نخور یونانیها بودند را به عربی ترجمه نمودند . پس از ترجمه این کتابهای بیهوده علما خود بخود از کتاب و سنت پیامبر قدری فاصله گرفته و به چندین دسته تقسیم شدند.

حکام ظالم برای مشغول نمودن هر چه بیشتر علما خود در مجلسشان می نشتند و آنان را مثل خروس جنگی به جان هم می انداختند و از اینجا بود که رسم شد علما برای اثبات برتری خود به مناظره بپردازند.

مناظره از دیدگاه امام ابوحنیفه رحمه الله

در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  سرگرمی جدید مردم ایران
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه هفدهم مرداد 1387

سرگرمی جدید مردم ایران

چند روزی است که مردم بخصوص خواهران فرمهایی می آورند (فرم اطلاعات خانواده ها مربوط به یارانه ها) و سرگردان هستند و اصرار دارند باید مسجد محل یکجایی مهر و امضا نماید هر چه به آنان توضیح می دهیم که در این فرمها جایی که ما باید امضا کنیم وجود ندارد می گویند نه شما حتما باید یکجایی را امضا نمایید و بنویسید که اینها مستاجر هستند .

حیران می مانیم چه کنیم امضا نکنیم ناراحت می شوند می گویند شما بخیل هستید نمی خواهید چیزی گیرما بیاید بنا بر این از سر مجبوری بک گوشه ای مهر و امضا می کنیم . برخی که کمی وارد تر هستند قولنامه هایی درست کرده اند که فلانی مستاجر فلانی  و برای امضا می آورند. یعنی حتما لازم است باید مستاجر باشند.

بنظر ما نباید اینگونه مردم وادار به دروغگویی شوند اگر دولت می خواهد کمکی بکند تمامی آحاد ملت ایران بدون استثنا نیازمند به کمک هستند به عبارت دیگر در ایران هیچ احدی وجود ندارد که نیاز به کمک نداشته باشد (به عنوان مثال عرض می کنم : همین دو  ماه پیش زمانی که سهمیه بنزین ماشینها اعلام شد و مشخص شد ماشینهای خارجی سهمیه بنزین ندارند بسیاری از تهرانیهای عزیز ماشینهای چهل ملیونی خود را به فروش گذاشتند روزنامه های طرفدار دولت با حالت انتقاد نوشتند : آنان که غنی ترند محتاج تر هستند....

 پس همه نیاز به کمک دارند)

بنظر ما اگر این کمک سرانه به همه مردم ایران بدون استثنا تعلق بگیرد و مردم مجبور به دروغگویی نشوند و همینطور وقتشان برای گرفتن و پر کردن و صف کشیدن برای تحویل دادن فرمها ضایع نشود خیلی بهتر است.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  مهرنهاد اعدام شد؟
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه پانزدهم مرداد 1387

مهرنهاد اعدام شد؟

دیروز عصر که خبرها را نگاه می کردم چشمم افتاد به عبارت " اعدام دو نفر ..." وقتی دقت کردم با تعجب دیدم اسم مهرنهاد نوشته . باورم نشد ساعت 8 اخبار استان را نگاه کردم اخبار استان نیز چنین خبری را خواند باز هم باورم نشد تا اینکه حدود عشا تعدادی از دوستان را اتفاقی دیدم . آنان خبر را تایید کردند.

مدتی بود برادر بزرگترش مرتب به حوزه رفت و آمد می کرد من به او گفتم که نباید ناراحت شوی زیرا از رافت و بخشش جمهوری اسلامی چیزهایی دیده ام که مطمئنم او هر جرمی مرتکب شده باشد، هرگز اعدام نمی شود.  اما  اکنون می بینم خوش بینی من درست نبوده زیرا زمان تغییر نموده است. پیامبر اکرم فرمودند: اذا تغیر السلطان تغیر الزمان . " هر گاه حاکم عوض شد زمان تغییر نموده است"

یادی از روزگار گذشته 

  بند 209 اوین

فکر می کنم سال 82 بود که یکی از خویشاوندان من ناگهان دستگیر شد و بی درنگ به زندان اوین منتقل شد دو سه روز بعد از انتقالش با کمال تعجب شنیدم زنگ زده و گفته برای ملاقات من بیایید.  وقتی برخی از اقوام این خبر را شنیدند گفتند : این دامی است برای دستگیری افراد بیشتر و بنا بر این نباید کسی برای ملاقات برود زیرا ممکن نیست کسی را بگیرند و به این سرعت ملاقات بدهند.

برای مطالعه باقی مانده مطلب روی ادامه مطلب کلیک فرمایید

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  حجاج ظالم
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه پانزدهم مرداد 1387

حجاج خونخوار

حجاج بنا بر امر عبدالملک ابن مروان با نیروهای شامی و عراقی خود بر مکه حمله کرد مدتها شهر مکه را در محاصره گرفت و بر روی خانه خدا منجنیق بست.

 در مکه عبدالله بن زبیر مقاومت می کرد تا اینکه بالاخره روزی کنار خانه کعبه مشغول نماز بود سنگهای گرانی که منجنیقهای حجاج می باریدند بر خانه خدا اصابت نمودند و عبدالله بن زبیر به شهادت رسید و حجاج ملعون فاتحانه وارد مکه شد ...

پس از فتح مکه حجاج به طرف مدینه می رفت روزی در حوالی مدینه از لشکر خود کناره گرفت و چادری بر صورت خود پیچیده بود که کسی او را نشناسد . تنهایی داشت می رفت که با یک آدم مسنی برخورد نمود . حجاج پرسید در مدینه چه خبر است؟ پیر مرد جواب داد: بدترین حال . فرزند یاور و حواری رسول (ابن زبیر) کشته شد . حجاج پرسید چه کسی او را کشته؟ پیر مرد گفت : فاجر لعین حجاج ملعون لعنت خدا و تمام رسولانش بر وی باد . حجاج سخت عصبانی شد و گفت: ای پیر مرد اگر حجاج را ببینی او را می شناسی؟ پیر مرد گفت: بله خدا او را هیچ خیری ندهد و از هیچ شری امانش ندهد.

باقی مانده مطلب را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  خلاصه ای از زندگی امام محمد بخارایی
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه سیزدهم مرداد 1387

خلاصه ای از زندگی امام محمد بخارایی     قسمت اول

بخاری شهری پرجمعیت بود (اکنون این شهر در شمال ایران و در ازبکستان  قرار دارد)

 این شهر که به تازگی از چنگ کفر آزاد شده بود و به دامان اسلام آمده بود جنب و جوش جدیدی آغاز نموده بود و مردم گروه گروه به اسلام رو می آوردند و خود بخود به دنبال علم دین راه می افتادند . در این شهر علمای بسیاری مشغول فعالیت علمی و دینی بودند.

علامه اسماعیل یکی از آن دانشمندان سخت کوش بود پدر اسماعیل نیز عالمی بزرگ بود.

علامه اسماعیل پس از ازدواج مدتها بود که بیصبرانه منتظر تولد فرزند خود بود تا اینکه بالاخره انتظار به سر آمد  و روز جمعه فرزند اسماعیل به دنیا  آمد علامه اسماعیل بسیار شادمان گشت و نام فرزند خود را محمد گذاشت .

علامه اسماعیل برای آینده فرزند خود نقشه ها و فکرهای زیادی داشت اما اجل مهلتش نداد و علامه اسماعیل محمد را در سن کودکی تنها گذاشت و به دیار باقی شتافت.

مادر محمد که فرزندش را یتیم دید بیشتر به وی توجه نمود و تصمیم گرفت او را طبق آرزوی پدرش عالمی بزرگ بنماید.  اما ناگهان حادثه ای اتفاق افتاد که ناگهان مادر فاضله محمد احساس کرد تمامی آرزوهایش بر باد رفته اند.

حادثه مهم این بود که محمد کوچولو مریض شد و ناگهان بیناییش را از دست داد و کور شد.

مادرش از این حادثه تلخ بسیار اندوهگین شد و شروع به دعا و گریه کرد شب و روز گریه می کرد و دعا می کرد که خداوند بار دیگر بینایی فرزندش را به وی برگرداند. تا اینکه بالاخره دعاهای مادر اجابت شد.

برای مطالعه بیشر روی ادامه مطلب کلیک فرمایید

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  پایان اجتماع عظیم مردم مسلمان کشور ما در زاهدان
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه یازدهم مرداد 1387
پایان مراسم فارغ التحصیلی جمعی از طلاب دارالعلوم زاهدان و اجتماع عظیم مردم مسلمان

 در مورد مراسم امسال نگرانی هایی وجود داشت. که الحمدلله  این مراسم باشکوه به لطف خداوند با خواندن نماز جمعه بخوبی و امنیت به پایان رسید و شرکت کنندگان پس از نماز جمعه و صرف نهار راه بازگشت را در پیش گرفتند برای همه آن عزیزانی که زحمت زیادی متحمل شده بودند آرزوی سلامتی و توفیق بیشتر می نماییم.

 

 تصاویر بیشتر در ادامه مطلب

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  مراسم فارغ التحصیلی شاگردان مدرسه مکی
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه دهم مرداد 1387
بسم الله الرحمن الرحیم

مراسم فارغ التحصیلی شاگردان مدرسه مکی

مراسم اجتماع بزرگ فارغ التحصیلی شاگردان مدرسه دارالعلوم مکی از امروز صبح رسما آغاز گردید.

در این اجتماع با شکوه مهمانانی از گوشه های مختلف کشور بزرگ ایران  حضور به هم رسانیده اند.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  خداوند فریادرس
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه دهم مرداد 1387

خداوند فریادرس

نکته ای که باید یاد آوری نماییم اینکه مردم استان کرمان و بلوچستان از سالهای بسیار دوری با هم رفت و آمد و معامله و تجارت داشته اند و علاوه بر آن ، اکثر ساکنان جنوب استان پهناور کرمان بلوچ هستند . مردمان استان کرمان مردمانی دورنگر و با فرهنگ بوده اند طوری که مردم بلوچ هیچگاه احساس تبعیض و ظلم  و.. ننموده اند.

حکایت

این داستان را یکی از بزرگان قوم که اکنون سالهاست از دنیا رحلت نموده نقل می کرد.

ایشان چنین تعریف می کردند:

کار ما این بود که از کرمان تفنگ می خریدیم می بردیم افغانستان می فروختیم و از آنجا برای خود گندم و جو می خریدیم .

ما دو نفر بودیم و چند شتر داشتیم از کرمان اسلحه خریده بودیم و از راه کویر داشتیم به طرف بلوچستان می آمدیم. بعلت گرما سعی می کردیم بیشتر شبها راه برویم و روزها استراحت کنیم.

شب مهتابی بود و ما داشتیم می آمدیم ناگهان متوجه شدیم سر راه ما پرنده بزرگی به انداه قد یک انسان ایستاده است وقتی ما نزدیک شدیم به آهستگی از زمین بلند شد و موقع بلند شدن گفت : ای خدا . به آهستگی کمی بال زد و با فاصله نزدیکی دوباره نشست و موقع نشستن مثل اول گفت: ای خدا .

همراهم تفنگش را آماده کرد که بزند

برای مطالعه باقی مانده مطلب روی " ادامه مطلب " کلیک فرمایید

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  جلسه صلح و دوستی
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه هشتم مرداد 1387

جلسه صلح و دوستی

دیشب بزرگان دستور دادند برای حل معمای قتل تعدادی از مردم که هفته پیش به قتل رسیده بودند همراه جمعی از معتمدین اقوام مختلف به نزد حاج بشیر احمد سردار قوم ریگی برویم و از ایشان بخواهیم تلاش نموده و قاتلان آن بندگان خدا را تحویل قانون نمایند.

امروز همراه جمع بزرگی از سران اقوام مختلف و جند نفر از علما به منطقه جون آباد منزل سردار بشیر احمد رفتیم . و ضمن تشکر از زحمات ایشان ، از وی خواستیم به آن طایفه که افرادش مرتکب جنایت شده اند فشار بیاورد هر چه زودتر قاتلین را تحویل نمایند.

پس از سخنان طولانی و زیاد بعد از ظهر به همراه حاج بشیر احمد به منطقه قاتلین رفتیم و در آنجا به آنان گفتیم که این خواسته جمع مردم است که هر چه زودتر باید قاتلان را تحویل نمایند. انان قول دادند تلاش نمایند.

قرار شد ملاقاتی فردا با طرف دیگر (وارثین مقتولین) نیز داشته باشیم و آنان را به صبر و خویشتنداری تشویق نماییم.

خداوند همه مشکلات منطقه ما را حل بفرماید.

 

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  از این همه ترقی و پیشرفت بسیار متاسفیم
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه هفتم مرداد 1387

از این همه ترقی و پیشرفت بسیار متاسفیم

کشور ما الحمدلله روز به روز پله های ترقی را دارد طی می کند و پیشرفت می کند مشکلی که وجود دارد اینکه افراد کم سوادی چون بنده حقیر نمی توانند بفهمند ما در کجا پیشرفت کرده ایم؟

بنده حقیر هر چه به ذهن ناتوانم فشار می آورم و هر چه فکر می کنم  که بفهمم در کجا ما پیشرفت کرده ایم متاسفانه متوجه نمی شوم.

چند وقت پیش من همراه تعدادی  از دوستان جهت شرکت در جلسه ای به سراوان رفتیم . دوستی که ما را با ماشینش برده بود آنجا معامله کرد و سمندی خرید . موقع برگشت ما سوار سمند شدیم. همینکه حرکت کرد صدای رایانه ماشین گفت : درب موتور باز است . نگهداشتیم هر چه اینور و آنور ماشین را نگاه کردیم چیزی باز ندیدیم . دوباره سوار شدیم . صدای رایانه ماشین تکرار می کرد: درب موتور باز است درب صندوق عقب باز است. خلاصه اول همه به شوخی گرفتند و جوابش می دادند که بابا ما نگاه کردیم هیچی باز نیست.

در تمام مسیر آنقدر تکرار کرد که اعصاب همه را خرد کرد و بلد هم نبودیم ساکتش کنیم . بالاخره گفتیم ساخت وطن بهتر از این نمی شود.

مشکل جدید بنده

برای مطالعه باقی مانده مطلب روی " ادامه مطلب " کلیک فرمایید.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  از دست زنهای مظلوم (؟!)
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه ششم مرداد 1387

از دست زنهای مظلوم (؟!)

یکی از اقوام من خداوند بیامرزدش آدم شوخ و بسیار حاضر جواب و خوش مجلس بود.

ایشان تعریف می کرد می گفت : من در منزل یکی از دوستانم  در اطراف شهر جیرفت مهمان بودم در وسط خانه آتشی روشن بود و دیگی پر از شیر روی آتش بود و دوست صاحب خانه کنار دیگ نشسته بود و با ملاقه داشت شیرها را حرکت می داد تا موقع جوش خوردن نریزند زن صاحبخانه بیرون از خانه مشغول کار بود.

دوستم ضمن چرخانیدن شیرها داشت با من حرف می زد نمی دانم چه شد که شیرها مقداری ریختند در این موقع زن دوستم وارد شد سریع ملاقه را از دستش گرفت و محکم کوبید توی سرش بعد شروع کرد به گردانیدن شیرها بعد از لحظه ای که جوش شیرها فروکش کرد دوباره ملاقه را داد دستش و رفت بیرون.

من با خودم گفتم اگر چیزی نگویم ممکن است دوستم با آن ملاقه ای که جلوی من خورده بود کمی ناراحت شود. پس از بیرون رفتن همسرش ، گفتم : زنهای منطقه شما خیلی خوب هستند یکی بیشتر نمی زنند در منطقه ما زنها ریشهای ما را می گیرند و حسابی کتک مان می زنند .

 در این وقت دوست میزبانم خنده ای افتخار آمیز کرد و گفت : " برادرت از این ملاقه ها زیاد خورده است اما تا کنون ریش به دست زن نداده است."

من به زور حودم را نگهداشتم که نخندم بعد برایش قصه های دیگری تعریف کردم و به بهانه همان قصه ها  با هم حسابی خندیدیم.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  پژو 405 همچنان در آتش مي سوزد
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه ششم مرداد 1387

پژو 405 همچنان در آتش مي سوزد

يكي از بازديد كنندگان تابناك در يادداشتي ضمن انتقاد از آتش سوزي ماشينهاي پژو 405 ايران خودرو نوشت؛ پنجشنبه شب گذشته مقارن با سوم مردادماه موتور يك پژوي 405 در خيابان جمهوري آتش گرفت. كه اگر كپسول آتش خاموش كن خودروهاي عبوري نبود بازهم شاهد جزغاله شدن يك خانواده ديگر (از اقوام نزديك اينجانب) مي بوديم.

وي در انتها مي نويسد، شما را به خدا از ايران خودرو بپرسيد تا كي بايد مردم تاوان مصرف قطعات بي كيفيت محصولاتشان را با جان و مال خود بپردازند؟

گفتني است تا كنون چندين بار بازديدكنندگان تابناك خبرهايي از آتش سوزي موتورهاي پژو 405 را گزارش داده اند.
 
نظرات كاربران:
▪ آخر تا كي؟؟ اگر قرار است مردم بنزين به قيمت جهاني بخرند چرا همين مردم حق ندارند ماشين را به قيمت جهاني تهيه كنند؟؟؟ اين همه گمرك به جيب چه كسي مي رود؟؟▪ بجاش كارت سوخت داره!
انتخاب با شماست!
1- كارت سوخت ، ماشين بي كيفيت!
2-ماشين با كيفيت ، بدون بنزين!▪
 امروز ساعت 8 صبح در خيابان ظفر جنب بيمارستان علي اصغر يك پژو 405 آتش گرفت.ولي بنازم شجاعت آقايون رو كه اصلاً خم به ابرو هم نمي آورند.▪ سلام
چند دقیقه قبل از اینکه این مطلب رو بخونم از خیابان زعفرانیه تبریز رد می شدم که یک پژو 405 درحالیکه کاپوتش به طور وحشتناکی سوراخ شده بود و دود غلیظی از قسمت موتور خارج می شد نظرمو جلب کرد
با پرسجو از صاحب ماشین متوجه انفجار موتور ماشین شدم .واقعا جای تاسف داره . حداقل بخاطر جون مردمم که شده جلوی این جور تولیدات بنجل گرفته بشه.▪ بابا دلتخوشه جان آدم ايراني كيلوئي چند فقط آقاي منطقي افتخار كنه توليد داره و پژوي فرانسه سودببره كافيه از طرفي مگه مجبورتان كردن اين نوع ماشين كه دائم دارند ميگن آتش ميگيره بخريد تاجائي كه قيمتش اينقدر بالا بره بابا ازماست كه برماست▪ با سلام ....
نوشته شده توسط ابو عمار ,

  دولتِ اولين‌ها
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه ششم مرداد 1387

دولتِ اولين‌ها

نگاه به آنچه كه از تصمیم سازیهای این دولت به وقوع پیوسته است نشان می‌دهد كه بی توجهی به تاریخچه سیاستها و اصرار بر تكرار تجربه ها از عمده ترین دلایل این پیشامدهاست. 

آفتاب- ع.گیلانی: دولت محمود احمدی نژاد از جهات مختلفی پیشتاز است. ماهیت و نوع شکل گیری این دولت ودیدگاههای رئیس و افراد شاخص آن سبب شده‌است تا درحوزه عملکردها نیز اولین ها به نام این دولت رقم بخورد. 



- اگر از دوره بحران دولتها و مجلسها در سالهای ابتدایی انقلاب گذر کنیم دولت نهم اولین دولتی

است که رئیسی غیر روحانی دارد

 


- رئیس دولت نهم اولین رئیس جمهوری است که در مرحله دوم به این مقام برگزیده شده است.
- دولت نهم اولین دولتی است که پس از انقلاب تابوی رابطه و یا گفتگو با آمریکا را می‌شکند و از بازگشایی دفتر حفاظت منافع این کشور در ایران سخن می‌گوید. 

- دولت محمود احمدی نژاد اولین دولتی است که بنزین را سهمیه بندی کرد. 

- رئیس دولت نهم اولین رئیس جمهوری است که تا پیش از این ، سمتی ملی را در کارنامه مدیریتی خود نداشته است. 

- دولت نهم اولین دولتی است که می‌خواهد با قطع یارانه انرژی مبلغ معادل آن را به شهروندان پرداخت کند. 

- دولت نهم اولین دولتی است که انتقاد از سیاستهایش کار را به جایی رسانده‌است که برخلاف رؤسای جمهور پیشین کسی از انتخاب مجدد وی اطمینان ندارد. 

- دولت نهم اولین دولتی است

دولت نهم اولین دولتی است که با تغییر یک وزیر دیگر‌، باید به دلیل تعدد تغییرات ،کل کابینه را برای رای اعتماد مجدد به مجلس معرفی نماید....

 

که هشدارها و بخشنامه‌هایش را در سخنرانی‌ها و اجتماعات غیر تخصصی ابلاغ کرده است. 

- دولت حاضر اولین دولتی است که با وجود عقبه اصولگرا بزرگترین منتقدانش را اصولگرایان تشکیل می‌دهند.

- دولت نهم در لغو و تکذیب تصمیمات ابلاغی‌اش از اولین‌ها و رکورددارترین‌هاست. لغو دستور رئیس جمهور مبنی بر آزادی ورود دختران به استادیومها به دلیل اعتراض مراجع تقلید و تکذیب‌های متعدد تغییر و یا استعفای وزرا با وجود تحقق آنها در روزهای بعد از این جمله‌اند. 

- دولت نهم اولین دولتی است که با تغییر یک وزیر دیگر‌، باید به دلیل تعدد تغییرات ،کل کابینه را برای رای اعتماد مجدد به مجلس معرفی نماید. 

- دولت نهم اولین دولتی است که جلسات کابینه‌اش را در همه استانها برگزار کرده است.
 
- دولت نهم اولین دولتها در برخورداری از درآمد سرشار نفتی است. 

- و.... 

به این فهرست می‌توان شماری دیگر را افزود. ممکن است برخی از این ترین‌ها در کارنامه یک دولت یک موفقیت یا شانس استثنایی تلقی شود

رئیس دولت نهم اولین رئیس جمهوری است که تا پیش از این ، سمتی ملی را در کارنامه مدیریتی خود نداشته است. ...

 

اما هدف ازمرور این رخدادها بررسی علل وقوع آنها در دوره سه ساله یک دولت است. 

نگاه به آنچه که از تصمیم‌سازیهای این دولت به وقوع پیوسته‌است نشان می‌دهد که بی‌توجهی به تاریخچه سیاستها و اصرار بر تکرار تجربه‌ها از عمده‌ترین دلایل این پیشامدهاست.
 
متاسفانه طرد مدیران باتجربه و قرارگیری حلقه حامیان رئیس جمهور بر راس نهادها موجب شده است که به دلیل کم سابقه بودن این مدیران دستگاهها به آزمون و خطا روی آورند. 

نکته دیگر شتاب زدگی در تصمیم گیری‌هاست. رعایت زمان بندی در یک تصمیم سیاسی و اقتصادی از مهمترین عواملی است که توفیق آن را تضمین خواهد نمود. 

تحقق افق 1404 و حرکت کشور به سوی هدف تعیین شده بیش از آنکه نیاز به ابرمردی پرشتاب داشته باشد به وضعیتی با ثبات و متعادل نیازمند است تا در سایه آن سرمایه گذاری افزون شود‌، دیوارهای بی‌اعتمادی در عرصه بین‌الملل فرو ریزد و کشور با تکیه بر مدیرانش که با هزینه و بودجه همین کشور پرورش یافته‌اند به سوی آزادی‌، توسعه و پیشرفت هرچه بیشتر قدم بردارد.

http://www.aftabnews.ir/vdcawin49ena0.html
نوشته شده توسط ابو عمار ,

  از سخنان مطبوعات
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه ششم مرداد 1387

از سخنان مطبوعات

در جلسه مدیران ارشد کرمان مطرح شد:

 خط و نشان‌های استاندار جدید کرمان

سه شتر خریداری کرده‌ام و پول آن را نیز پرداخته‌ام

برای جدا شدن و برداشته شدنم از استانداری سیستان و بلوچستان دو شتر نذر کردم و برای انتصابم به استانداری کرمان نیز یک شتر نذر کردم و اکنون سه شتر خریداری کرده ام و پول آن را نیز پرداخته‌ام.

آفتاب: سخنان استاندار جدید کرمان در اولین جلسه شورای اداری که با حضور او در استانداری کرمان برگزار می‌شد برای مخاطبین او و خبرنگاران کرمانی حاضر، تازگی داشت و جالب توجه بود. 

به گزارش خبرنگار آفتاب از کرمان دکتر حبیب‌الله دهمرده که تاکید داشت تمام تحصیلات او از دبیرستان تا مقطع دکترا ریاضی بوده است اظهار داشت که حرفهایش بسیار رک و مبتنی بر خصوصیات علم ریاضی و براساس منطق و مثال است.

‌وی در بخشی از سخنانش در مورد اعتمادش به سایر مدیران گفت: «زمانی که معاون دانشگاه سیستان و بلوچستان بودم اقدام به تاسیس یک «کافه شرافتی» در دانشگاه کردم که مبتنی بر اعتماد به دانشجویان بود به این صورت که دانشجویان مایحتاج خود را از مسئول کافه دریافت می‌کردند و بعد از خوردن خوراکی و هنگام رفتن پول آن را حساب می‌کردند». 

او در این مورد افزود: «این کافه با وجود چنین فضایی و با اعتماد ایجاد شده بیش از 6 ماه دوام آورد تا ورشکست شد که با توجه به سرمایه اندک آن جالب توجه بود». 

البته دهمرده عامل این ورشکستگی را نه دانشجویان که تعدادی از کارگران این کافه ذکر کرد و گفت: «نمی‌توانم گناه آن مورد را به گردن دانشجویان بیندازم». 

وی در ادامه بحث اعتماد خود مثال دیگری ذکر کرد و گفت: «در یکی از مدارسی که ریاضی تدریس می‌کردم برای امتحان پایان سال به دانش آموزان گفتم که نظارتی بر امتحان

هرچه خوب است دیگران انجام دادند و هرچه بد است ما انجام دادیم و در این زمینه ادعایی ندارم....

 

شما نمی‌کنم و با اعتماد به شما این امتحان برگزار می‌شود. سپس از جایی که دیده نمی‌شدم امتحان را زیر نظر گرفتم و فقط یک نفر به نام «ازبک زهی» تقلب کرد که نه تنها نمره ریاضی به او صفر دادم که چند درس دیگر نیز به او نمره صفر تعلق گرفت». 

استاندار کرمان افزود: «به همه مدیران اعتماد دارم اما اگر یک «ازبک زهی» پیدا شود نه به یک درس که به چند درس او نمره صفر تعلق خواهد گرفت و نباید از اعتماد موجود سوء استفاده شود». 

دکتر دهمرده در بخش دیگری از صحبتهایش در جلسه شورای اداری استان کرمان بار دیگر بحث شترهای نذری را مطرح کرد و گفت: «برای جدا شدن و برداشته شدنم از استانداری سیستان و بلوچستان دو شتر نذر کردم و برای انتصابم به استانداری کرمان نیز یک شتر نذر کردم و اکنون سه شتر خریداری کرده‌ام و پول آن را نیز پرداخته‌ام».

وی همچنین در ادامه از معاونان مرتبط خواست تا عکس تمام استانداران کرمان پس از انقلاب را به سالن برگزاری جلسات شورای اداری نصب کنند.

او درادامه با اشاره به اینکه در مدیریت‌ها نیازی به مطرح شدن نیست تصریح کرد: «خدا خودش می داند که پدر چه کسی را بیامرزد». 

استاندار کرمان افزود: «هرچه خوب است دیگران انجام دادند و هرچه بد است ما انجام دادیم و در این زمینه ادعایی ندارم. نبش قبر گذشتگان را نمی‌کنم و فعالیت‌های آنها را زیر سوال نمی‌برم چرا که آبادانی را نباید روی خرابی‌ها بنا کرد». 

استاندار کرمان اظهار داشت که قول و وعده بی‌جا به مردم نمی‌دهیم و باید با مرد صادق بود.
 
دهمرده تفاهم، تعامل، اعتماد و اخلاص در کار را اساس فعالیت‌های خود ذکر کرد و گفت: «توسعه ای پایدار است که مبتنی بر دانایی باشد و در این میان ریسک‌پذیری و خطر‌پذیری در میان مدیران باید به فرهنگ تبدیل شود».

وی تاکید کرد که برای خانم‌ها احترام ویژه‌ای قائل است و به توانمندی‌های آنان اعتقاد دارد.

http://www.aftabnews.ir/vdcjyheuqheoa.html
نوشته شده توسط ابو عمار ,

  عاقبت کار مروان بن حکم
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه پنجم مرداد 1387

عاقبت کار مروان بن حکم

مروان در تاریخ اسلام بسیار مطرح بوده و بسیاری از حوادث تلخ را ایشان بوجود آورد ( مثل مشکلاتی که برای حضرت عثمان درست کرد و..)

یزید دومین نفر از حاکمان قوم بنی امیه است یزید در دوران حکومت کوتاه خود دچار اشتباهات بزرگی شد که مهمترین آن دستور قتل عام مردم مدینه بود. پس از کشتار مردم مدینه یزید با وجود جوانی ناگهان از دنیا رفت. بعد از یزید فرزندش معاویه جانشین وی شد . معاویه شخصی بسیار دانا و پرهیزگار بود طوری که بعد از چهل روز از زمانی که جانشین پدرش شده بود به مسجد آمد و در ضمن سخنانی به  مردم گفت نه پدرم شایستگی حکومت داشته و نه خود من چنین شایستگی در خود می بینم لذا از این ساعت به بعد من از حکومت کنار کشیدم و شما مختارید هر کسی را شایسته می دانید انتخاب کنید.

بعد از این استعفا بنی امیه مدتی سرگردان و متزلزل شدند و نمی دانستند چه باید بکنند تا اینکه

مروان پیش آمد و زمام امور را به دست گرفت.

برای مطالعه باقی مانده داستان روی "ادامه مطلب " کلیک فرمایید

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  مهندسهای سخت کوش ایرانی و مشکلات ما
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه پنجم مرداد 1387

مهندسهای سخت کوش ایرانی و مشکلات ما

چند روز است کوچه منزل ما را برادران به عمق حد اقل سه متر کنده اند می خواهند لوله فاضلاب بگزارند انباری از خاک جلوی خانه های ما درست شده طوری که ماشین را نمی توانیم بیرون بیاوریم هیج ، خودمان به زور از خانه بیرون می آییم.

آن مهنسین بزرگوار فکر نمی کنند اینجا آدم زندگی می کند خیلی با خونسردی روزهای جمعه تعطیل و... چند بیل می زنند بعد ول می کنند و می روند.

اینگونه کارها را بنظر من باید یک روزه انجام می دادند نه اینکه یک هفته تمام کار و زندگی مردم بهم بخورد. نکته دیگری که توجه مرا جلب نمود اینکه اینهمه زحمت می کشند لوله خیلی باریکی می گزاشتند نمی دانم آیا فکر اینده را کرده اند یا نه ؟ نمی دانم .

 

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  اسرار مرد افغانی
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه سوم مرداد 1387

اسرار مرد افغانی

بعد از نماز عشا وقتی از مسجد بیرون آمدم چشمم به یک بنده خدای افغانی میان سال  افتاد که پا برهنه و با آهستگی و زحمت داشت حرکت می کرد معلوم بود از بیماری رنج می برد. فکر کردم شاید کفشهایش را در مسجد گم کرده بهمین خاطر سریع از خانه یک جفت دمپایی برداشتم و به دست بچه ای دادم که بهش بدهد. آن بچه بعد از چند لحظه با دمپاییها برگشت و گفت دمپایی را بر نداشت و گفت: کفش در خانه دارم اما پاهایم مشکل دارند و نمی توانم بپوشم.

تا چند شب بعد همچنان او را هنگام بیرون آمدن از مسجد می دیدم که پا برهنه می رود . یک شب وقت بیرون آمدن از مسجد تعدادی برگه کاغذ بزرگ که پیچیده بود بدستم داد . فکر کردم نامه ای برای جایی نوشته و تاییدیه ای چیزی می خواهد می خواستم برگه ها را باز کنم و بخوانم گفت بعدا بخوان . و رفت.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  فرق کریستال و ملامین
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه دوم مرداد 1387

فرق کریستال و ملامین

مدتها پیش شنیده بودم که می گفتند سرویس ظروق کریستال اینگونه هستند و سرویس ظروف ملامین  آن طور هستند.. یا از برخی از دوستان خارج از بلوچستان شنیده بودم می گفتند در منطقه شما ظروف کریستال ارزانتر است و...

یک روز

اختلاف دسته جمعی بین عده ای از اهالی منطقه بابائیان (کنار کوه ) پیش آمده بود . من جهت داوری بین آنها به آنجا رفتم . همه جمع شدند . تمامی اهالی آن منطقه یک طرف بودند و یک پیر مرد با چند نفر جوان یک طرف.

اختلافشان بر سر یک مسجد بود مسجد در وسط جاده جدید قرار گرفته بود و آن پیر مرد به شهرداری قول داده بود که اگر به او 800 متر زمین بدهند مسجد را منهدم خواهد کرد.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

  دانشکده الهیات شهید مفتح تهران
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه یکم مرداد 1387

دانشکده الهیات شهید مفتح تهران

 

دانشکده الهیات شهید مفتح تهران امتحانی مخصوص روحانیون اهل سنت برگزار می کرد. من هم بالاخره تصمیم گرفتم شرکت کنم و بهمین خاطر به تهران رفتم .

علما و روحانیون (برادر و خواهر) زیادی آنجا آمده بودند از مناطق مختلف (کردستان ، بلوچستان ، خراسان ، هرمزگان ، و شمال )

بنظرم تعداد شرکت کنندگان کردستان (بخصوص در قسمت خواهران) بیشتر  از جاهای دیگر بود. بهمین خاطر با دیدن آن علمای جوان خیلی خوشحال شدم . زیرا شنیده بودم آندیار حوزه دینی ندارد .

 

خلاصه چند روزی تهران بودم . خیلی تعجب کردم زیرا ایندفعه بر خلاف سفرهای قبلی همه تهرانیها را بسیار با اخلاق و خوب دیدم و هیچ کجا بی احترامی و اهانت ندیدم . الحمدلله . خدا همه ایرانیها را با اخلاق و متمدن قرار بدهد.

نوشته شده توسط ابو عمار ,

درباره وبلاگ
 
طلبه ای تنها
نامم عبدالمجید
از سرزمین زیبای بلوچستان
از میان مردم مظلوم صبور و سربلند بلوچستان
 

 
لیست دوستان

آوای بلوچستان
اخبار جاسک
برادری اسلامی جلال
خبرگزاری تفتان
مکتب قرآن کردستان
اخبار اهل سنت
بلوچستان سرافراز
سیدجلال بندرعباس
مکران سر بلند
طلبه مدرسه البنات
هوادار مهرنهاد
خلفای راشدین
عبدالقادر بلوچ
اهل سنت (کردستان)
اهل سنت (بندر عباس)
پهره
یک انسان
اهلسنت جنوب
مدرسه البنات ام سلمه
شمس (شورای مرکزی سنت)
اتاق بازرگانی
وریا کردستانی
فرزاد بادروج
بلوچستان
گمشادزهی
می بلوچستان
وبلاگ محمد
معراج قلم
احمدی نزاد
سید عطا الله مهاجرانی
سید محمد خاتمی
اصلاح و تزکیه
راستین راه
الله نور امینی (فراه )
حنظله
جوانان بریس
مبارک رازگو
علوم باستانشناسی
ابوعادل
بلوچی نام و نشان
ابطحی
حسن آبادی
جوانان تیس
اهلسنت شمال
خبرگزاری بلوچ نیوز
بیداری اسلامی
جوانان اهلسنت تالش
سنی نیوز
اهلسنت کرمانشاه
فاتح
نغمه توحید
زنگ تفریح
شیران
رند
صمیم بلوچ
اسفندیار شجاعی
سنت جام
اهل سنت ایران (خبری)
مصطفی دانشور
یاسر
سالک راه وفا
ابومسلم
اهل سنت شمال شرق
سنی آنلاین
بزرگداشت مولانا عبدالعزیز
محمد آراسته
المجاهدون
صبح امید
اسلام آنلاین
خبرگزاری دزک
تریبون آزاد
کتابخانه عقیده
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com