انتظارات مردم بی پناه
دیروز رفتم حوزه . دفتر مولانا را باز کردم تا چند لحظه ای بنشینم . هنوز ننشسته بودم که جمعی وارد شدند پرسیدند مولانا کجاست؟ گفتم مولانا مسافرت تشریف بردند. با ناراحتی گفتند پس تکلیف ما چه می شود؟ به ما تا بیستم مهلت داده اند خانه های ما را خراب می کنند.
گفتم همان خانه های بلوار شهید فاضلی را می گویید؟ گفتند بله همانکه شما آمدید بازدید کردید.
گفتم ما کوششمان را کردیم من کاری که از دستم بر می آمد انجام دادم عکسهای خانه های شما را پخش کردم و فحشهای زیادی خوردم متهم به تشویش افکار مسئولین شدم با بعضیها سخن گفتم اما نتیجه دست خدا است.
گفتند ما الان چه کار بکنیم؟ گفتم من نمی دانم اگر شما یقینتان خوب است تنها کاری که می توانید انجام دهید همه بروید در مسجد و دعا بکنید خداوند دعای آدمهای مضطر را می پذیرد. یکی از آنان که جوانی ملا شکل معلوم می شد گفت : راست می گوید ندیدید که آنزمان که آمدند مسجد ما را خراب کنند لاستیک ماشینشان ترکید و مجبور شدند بروند.
در حالیکه با خودشان حرف می زدند و مشوره میکردند بیرون رفتند.
چند لحظه بعد نگهبان آمد و سوال کرد تعدادی از زنان و مردان آمده اند و می گویند همین فتوکپی شناسنامه های کسانی که شناسنامه هایشان را گرفته اند به کجا تحویل بدهیم؟ گفتم من چه می دانم چه کسی گفته نامه ها را به حوزه بیاورید؟ گفت فلانی (اسم یک جوانی را برد) گفته . گفتم بابا بیفایده است در اینجا چه کسی نامه های آنانرا بررسی می کند؟
ملاها برای مشکلات خودشان مانده اند که به کدام اداره مراجعه کنند . نگهبان رفت .
ساعتی بعد به طرف در رفتم دیدم تعداد زیادی مردم جمع هستند و نامه هایشان را جمع می کنند و به دست نگهبانی می دهند و به اینصورت مدتی امیدوار می شوند.
تعجب کردم از انتظارات مردم بی پناه . مردمی که هیچ راه و چاره ای بلد نیستند و کسی را ندارند که آنان را راهنمایی کند. ما ملاها خودمان متهم هستیم و هیچ مسئولی حاضر نیست ما را ببینند .
تحصیل کرده های ما اندک هستند همانها هم به فکر مشکلات خودشان هستند و به ذهنشان نمی رسد در برابر مردم بیچاره و بی پناه خود مسئولند اگردر آنها احساس مسولیت هست باید همت کنند و مردم بیسواد و بی پناه خود را راهنمایی کنند .
تعداد معدودی هم که به پست و مقامی رسیده اند آنچنان به صندلی خود چسبیده اند که وحشت دارند مبادا آن صندلی نازنین را دوباره از ایشان بگیرند.
برخی از اینگونه آدمها برای حفظ مقامشان تلاش می کنند که به مسئولین ثابت کنند با بلوچها بیرحم تر از آنها هستند و لذا شایسته پست و مقام و صندلی هستند.
به کجا پناه ببریم؟